جای تعجب نیست که هر سازمانی به امنیت قوی شبکه نیاز دارد. اگر دستگاههای متصل مانند کامپیوتر، سرور و گوشی هوشمند دارید، امنیت شبکه همان چیزی است که دادههای کسب وکار شما را حفظ خواهد کرد.
از تهدیدات در امان باشید و از قابل استفاده بودن شبکه خود اطمینان حاصل کنید. اما با پیشرفت فنآوری، مجرمان سایبری نیز به دنبال سوءاستفاده از آسیبپذیریها هستند. بازیگران تهدید در روشهای حمله خود پیشرفتهتر شدهاند و شبکه باید به سیستمهای پیچیده تشخیص نفوذ تکامل پیدا کند.
دین ورستر، مدیر محصولات امنیت شبکه شرکت زینیا میگوید: حفاظت در لایه شبکه با ماژولهای کاری ترکیبی و راهکارهای مبتنی بر فضای ابری پیچیدهتر شده است. امنیت سایبری یک رویکرد جامع است و باید از همه جوانب مورد توجه قرار گیرد.
شبکه انعطافپذیر
گام اول ایجاد یک سیاست امنیت شبکه خوب است که باید قوانین، رویهها و دستورالعملهای حاکم بر دسترسی، استفاده و حفاظت از داراییهای حیاتی را مشخص کند.
ساورابه پراساد، معمار ارشد راهحل در In2IT، میگوید سیاست امنیت شبکه باید به طور منظم مورد بررسی قرار گیرد و همچنین باید به عواملی مانند مدیریت رمز عبور، دسترسی از راه دور و واکنش به حادثه توجه شود.
براساس گزارش سالانه اینترنت سیسکو، با توجه به اینکه تعداد دستگاههای متصل به شبکه (29.3 میلیارد)بسیار بیشتر از تعداد انسانها (5.3 میلیارد)است، سیاست امنیت شبکه نه تنها عملکرد خوبی نیست، بلکه بهداشت خوب به این دلیل است که هر کاربر در یک شبکه نشان دهنده یک آسیبپذیری احتمالی است. در اینجا چند دستورالعمل اساسی آورده شده است:
روی آلوز، مدیر فروش شرکت Software میگوید: یک سیاست امنیت شبکه قوی باید بس تر تابآوری سایبری باشد و ارزیابیهای تهدید، کنترلهای دسترسی و مکانیزمهای واکنش سریع را با هم ترکیب کند.
از سیاستهای کنترل دسترسی گرفته تا سیاستهای رمزنگاری و واکنش به حادثه، اجرای سیاست امنیت شبکه مناسب میتواند یک تعهد سخت باشد. برخی از موثرترین سیاستهای امنیت شبکه در مفهوم اعتماد صفر خلاصه میشوند که ترکیبی از فنآوری، سیاست و آموزش است.
جالب است بدانید که بسیاری از کسب وکارها از مفاهیم و چارچوبهای اعتماد صفر استفاده میکنند. با این حال، آنها باید یک گام به عقب بردارند.
حملات اغلب از ابزارهای قانونی IT و enduser مانند VPN یا Remote Desktop Protocol (RDP) برای دسترسی استفاده میکنند. این ابزارها توسط کارکنان مجاز به عنوان بخشی از شغل خود استفاده میشوند و تشخیص اولیه باج افزار مدرن را انجام میدهند.
کریس مک کورمک، مدیر بازاریابی محصول سوفوس میگوید: ریشه مشکل این است که اعتماد ضمنی زیادی به این ابزارها وجود دارد؛ به هر کسی که بتواند به VPN یا RDP دسترسی داشته باشد، اعتماد میشود، عملی که بارها و بارها غیرعاقلانه بودن آن ثابت شده است.
توصیه کمپبل این است که یک کسب وکار ابتدا داراییهای حیاتی خود، ریسکهای مرتبط با آنها، چگونگی تاثیر سازمان در صورت گم شدن یا دزدیده شدن آنها و تاثیر نسبی آنها بر شرکت را تعریف کند.
کمپبل میگوید: اجرای سیاست امنیت شبکه باید تعادلی بین اخلال در فرایندهای تجاری و ناامید کردن کاربران ایجاد کند چرا که میتوان سیاستهای امنیتی بیشتری را اعمال کرد و نقاط قوت بیشتری را معرفی کرد، با به حداقل رساندن ریسک و در نظر گرفتن نیازها و قابلیتهای کاربران.
کمپبل اضافه میکند که اگرچه پیاده سازی یک چارچوب امنیت شبکه مهم است، تحقیقات انجام شده از قبل مشخص میکند که چه چیزی برای سازمان شما به طور خاص قابل اجرا است. او میگوید: اینجا جایی است که سیستمهای امنیتی شبکه مبتنی بر بسته میتوانند نقش مهمی ایفا کنند.
قدرت هوش مصنوعی
هوش مصنوعی و یادگیری ماشین به ابزارهای مهمی تبدیل شدهاند که توانایی ارتقای استراتژی امنیت شبکه یک شرکت را دارند. وورستر میگوید: پاسخ تهدید مدیریت شده یک جنبه کلیدی برای امنیت فنآوری اطلاعات است، جایی که یک انسان پشت شکار تهدید قرار دارد. هوش مصنوعی و ML می توانند نویز ایجاد شده را کاهش دهند تا شکار برای تحلیلگر تهدید آسانتر باشد.
در حالی که هوش مصنوعی در کمک به کاهش سطح حمله شبکه نقش دارد، تنها به خوبی کد پشت آن است. هوش مصنوعی Generative هدف قرار دادن شبکه را برای مجرمان سایبری آسانتر کرده است با وجود اینکه مهاجمان به طور فزایندهای از راهکارهای GenAI برای افزایش روشهای خود استفاده میکنند، مزایای GenAI هنوز هم برای مدافعان سودمندتر است.
پرینسلو میگوید: این کار منابع انسانی را آزاد میکند و به آنها اجازه میدهد به جای کاهش حجم عظیم دادهها، روی خدمات سطح بالاتر تمرکز کنند. هوش مصنوعی و ML همچنین این پتانسیل را دارند که کمبود مهارتهای پیش روی صنعت امنیت سایبری را کاهش دهند.
پرینسلو میگوید: با به کارگیری این فناوریها میتوان کارایی عملیاتهای امنیت شبکه را بهبود بخشید و اطلاعات امنیتی موثرتر و قابل اجراتری را فراهم کرد.
مک کورمک اضافه می کند: این روزها، شما به فایروال، نقطه پایانی و حفاظت از پیام مدرن نیاز دارید که با آخرین فنآوری یادگیری ماشین و سند باکسینگ کار کند تا تهدیدات هدفمند در حال تکامل را که قصد دسترسی به شبکه شما را دارند، شناسایی کند.
دفاع در عمق
در امنیت شبکه، مفهوم امنیت لایهای یا دفاع در عمق، اغلب مرحله میانی را طی میکند، زیرا در یک سناریوی کاری واقعی، یک مجرم سایبری با موانعی مانند فایروال، IDS / IPS، امنیت نقطه پایانی، کنترلهای دسترسی و پروتکلهای IAM در هنگام تلاش برای نقض یک شبکه مواجه میشود.
ساراباه پراساد از In2IT میگوید: این دفاع چند لایه نه تنها مهاجمان را میترساند، بلکه در صورت به خطر افتادن یک لایه، تاثیر آن را نیز محدود میکند.
امنیت لایهای توسط دو عامل کلیدی هدایت میشود:
جاکو پرینسلو از شرکت سایکام میگوید: اهداف اولیه یک رویکرد دفاعی در عمق شامل به حداقل رساندن تاثیر یک شکاف با جلوگیری از حرکت جانبی مهاجمان به سیستمها و مناطق حساس تر در شبکه است.
همان طور که راهحلهای ابری کشش پیدا میکنند، انتظار میرود که فنآوریهای ادغام شده در استراتژی عمق شامل دسته راهحلهای لبه سرویس دسترسی امن (SASE)باشند این روش قابلیتهای شبکه ناحیه گسترده (WAN) را با عملکردهای امنیتی شبکه ترکیب میکند.
پرینسلو توضیح میدهد که اجزای کلیدی پشته SASE عبارتند از:
یک فنآوری که اغلب کمتر مورد استفاده قرار میگیرد، اما به طور بالقوه در کاهش زمان حضور مهاجمان در یک شبکه بسیار موثر است، استفاده از هات اسپاتها است. اینها دستگاههای فیزیکی یا مجازی هستند که برای تقلید از سیستمهای عادی در یک شبکه مانند یک فایل یا سرور وب طراحی شدهاند. زمانی که هر فعالیتی در این دستگاهها شناسایی میشود، مانند دسترسی به یک پورت، سرویس یا فایل، زنگ هشدار به صدا در میآید.
این رویکرد، در کنار پیشرفتهای هوش مصنوعی و ML در کاهش نکات مثبت کاذب که معمولا در راهحلهای مدیریت اطلاعات امنیتی و رویداد (SIEM)یافت میشوند، قابلیتهای تشخیص و پاسخ زودهنگام را افزایش میدهد و پهپادها را به ابزاری ارزشمند در یک استراتژی جامع دفاعی عمیق تبدیل میکند.
به گفته VikingCloud، تعداد و شدت حملات سایبری در حال افزایش است اما اکثر کسب و کارها آماده نیستند. بین کمبود استعداد رو به رشد، خستگی هشدار دهنده و روشهای جدید حمله پیچیده، شرکتها بیشتر از همیشه حساس هستند.
این تحقیق نشان میدهد که 40 درصد از تیمهای سایبری که به دلیل ترس از دست دادن شغل خود، یک حادثه سایبری را گزارش نکردهاند افشاگری که نشاندهنده گزارش کمتر جدی نقضهای سایبری در سطح جهانی است.
این روند همچنین کسبوکارها را در معرض خطر عدم رعایت با مقررات صنعت نوظهور و همچنین آسیبپذیری در برابر افزایش حملات قرار میدهد، که در این نظرسنجی گزارش شده است که در 12 ماه گذشته برای 49 درصد از شرکتها و هم شدت آن برای 43 درصد افزایش یافته است.
شرکتها به توانایی خود برای شناسایی حملات سایبری اطمینان دارند
دادههای جمعآوریشده از یک نظرسنجی کمی از نزدیک به 170 متخصص امنیت سایبری در سطح c-suite، معاون، مدیر و سطح مدیر در ایالات متحده، بریتانیا و ایرلند نشان میدهد که 96 درصد از شرکتها به توانایی خود در شناسایی و و پاسخ به حملات سایبری در زمان واقعی اطمینان دارند.
با این حال، همان شرکتها همچنین اذعان میکنند که آنها برای مهمترین خطرات سایبری امروز، از جمله حملات باج افزار علیه یک شخص ثالث مهم 48 درصد، حملات فیشینگ 40 درصد ، حملات DNS 33 درصد و حملات باج افزار علیه کسب و کار خود 32 درصد اماده نیستند.
کوین پیرس، مدیر ارشد اجرایی در VikingCloud گفت: تیمهای سایبری با چالشهای بزرگی مانند کمبود استعداد رو به رشد، روشهای حمله جدید، و پیشرفت پیچیدگی مجرمان سایبری مواجه هستند. اگرچه بسیاری از رهبران به قابلیتهای دفاعی خود اعتماد دارند، اما واضح است که این احساس نادرست امنیت، بسیاری از کسبوکارها را آسیبپذیر میکند. تیمها تلاش میکنند تا کارهای بیشتری انجام دهند در حالی که مجرمان سایبری همچنان یک قدم جلوتر هستند. بدون درک وضعیت ریسک واقعی خود و سرمایهگذاری بر روی فناوری، افراد و شرکای متخصص، شرکتها حتی نسبت به جدیدترین روشهای حمله حساستر خواهند شد.»
افزایش شکاف مهارتی بین تیمهای سایبری و مجرمان
53 درصد نشان میدهند که روشهای حمله هوش مصنوعی در حال ایجاد نقاط حمله جدیدی هستند که برای آن آماده نیستند. نگران کنندهترین تهدیدات هوش مصنوعی شامل هک سریع مدل GenAI 46 درصد، مسمومیت داده مدل بزرگ زبان (LLM) 38 درصد، باج افزار به عنوان سرویس37 درصد، حملات تراشه پردازش GenAI 26 درصد، رابط برنامه نویسی برنامه API ، نقض API 24 درصد و فیشینگ GenAI 23 درصد.
55 درصد از شرکتها معتقدند که مجرمان سایبری پیشرفتهتر از تیم داخلی خود هستند. 35 درصد گزارش دادند که تکنولوژی مورد استفاده مجرمان سایبری پیچیده تر از تکنولوژی است که تیم آنها به آن دسترسی دارد. با وجود این، یک سوم شرکتها هنوز تیم خود را در مورد خطرات سایبری مرتبط با GenAI آموزش ندادهاند.
تنها 10 درصد از شرکتها در 12 ماه گذشته استخدام سایبری را افزایش دادهاند و تقریباً 20 درصد از شرکتها میگویند کمبود استعدادهای واجد شرایط یک چالش کلیدی برای غلبه بر حملات سایبری است. 35 درصد از شرکتها بودجه کافی برای سرمایه گذاری در فناوریهای جدید و 32 درصد بودجه کافی برای استخدام کارکنان بیشتر ندارند.
خستگی هشدار سایبری، زمان واکنش حمله سایبری را تحت فشار قرار میدهد
33 درصد از شرکتها به دلیل مواجهه با مثبت کاذب به حملات سایبری دیر پاسخ دادند و 63 درصد بیش از 208 ساعت در سال را صرف مدیریت موارد مثبت کاذب کردند.
به طور کلی، 68 درصد از تیمهای سایبری مورد بررسی در حال حاضر نمیتوانند الزامات افشای چهار روزه کمیسیون بورس و اوراق بهادار و معیار صنعت سایبری را بر اساس میانگین زمانی آنها تخمین میزنند که برای پاسخ به یک حمله جدید و جدی لازم است، برآورده کنند.
تکنولوژی این پتانسیل را دارد که یک اکولایزر برای تیمهای سایبری باشد. 63 درصد از شرکتها به دنبال پیاده سازی فناوریهای جدید هستند که میتواند به کاهش اثرات کمبود استعدادهای سایبری کمک کند. 41 درصد میگویند GenAI بیشترین پتانسیل را برای رفع خستگی هشدار سایبری دارد. با این حال، تنها 5 درصد از شرکتها در سال گذشته بودجه اضافی را برای برنامههای سایبری خود اختصاص دادهاند تا به این چالشهای جاری بپردازند.
پیرس گفت: دو راه وجود دارد که رهبران سایبری میتوانند به فناوری پیشرفته مانند GenAI به عنوان یک تهدید یا به عنوان یک سلاح نگاه کنند. واقعیت این است که هر دوی آنها برای کسبوکارها ضروری است که راهحلهای مناسب را برای مسلح کردن تیمهایشان و شکست دادن مجرمان سایبری در بازی خود بهطور تهاجمی اجرا کنند.
سال جدید ما را با چشم اندازی مواجه میکند که مشخصه آن عدم اطمینان سیاسی، پراکندگی اجتماعی، افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی، و یک پس زمینه اقتصادی کلان آشفته است و برای رهبران امنیتی بسیار مهم است که به طور استراتژیک برای چالشهای آینده آماده شوند.
3 چالش امنیتی اصلی که کسب و کارها در سال 2024 با آنها مواجه خواهند شد.
1. دادهها
کسب و کارهای مدرن روزانه حجم وسیعی از دادهها را تولید و مدیریت میکنند. از آنجایی که دادهها محور تصمیمگیری و مزیت رقابتی هستند، اختلال یا در دسترس نبودن ناگهانی آن میتواند به عواقب شدیدی برای کسب و کار منجر شود.
برخی از سوالات ضروری که تیمهای امنیتی باید از خود بپرسند عبارتند از: چگونه جنبههایی مانند محرمانگی، یکپارچگی و در دسترس بودن دادهها را مدیریت و محافظت کنیم؟ چه راهکارهایی میتوانیم برای محافظت از دادههای خود در برابر تهدیدات و سوءاستفادههای سایبری به کار بگیریم؟ چگونه به چالشهای امنیتی که با گسترش مخازن دادهها پدیدار میشوند، رسیدگی کنیم؟ چگونه بین دادههای ارزشمند و اطلاعات اضافی تفاوت قائل شویم؟
علاوه بر این، اغلب یک ناهماهنگی در نحوه ساختار دادهها در مقابل چارچوب کسبوکار وجود دارد. در نتیجه، تیمهای امنیتی ممکن است نیاز داشته باشند تا با واحدهای تجاری وارد گفتگو شوند تا مسائلی مانند نحوه استفاده از دادههای ما را روشن کنند. این دادهها با چه کسانی به اشتراک گذاشته میشود؟ چه کسی پاسخگوی آن است؟ چه کسی مسئول تصمیم گیری در رابطه با امنیت دادهها است؟ آیا این یک تیم امنیت اطلاعات، مدیر اجرایی، هیات مدیره است یا این یک تلاش ترکیبی است؟
2. هوش مصنوعی
اگرچه فناوریهای هوش مصنوعی جدید نیستند، اما استفاده گسترده اخیر از هوش مصنوعی چالشهای تجاری و امنیتی متعددی را برای سازمانها ایجاد کرده است. سوالات کلیدی که باید در نظر داشته باشیم عبارتند از: چگونه استفاده از هوش مصنوعی را در سازمان کنترل کنیم؟ چگونه دادههای به اشتراک گذاشته شده با سیستمهای هوش مصنوعی را توسط کارمندان تنظیم کنیم؟ چگونه از رعایت مداوم استانداردهای اخلاقی و الزامات قانونی اطمینان حاصل کنیم؟
داده سنگ بنای هوش مصنوعی است. چگونه میتوانیم دادههای کافی برای سیستمهای هوش مصنوعی فراهم کنیم در حالی که اطمینان حاصل کنیم این دادهها امن، اخلاقی و شفاف هستند؟ چگونه از دادهها و الگوریتمهای هوش مصنوعی در برابر دستکاری توسط بازیگران تهدید محافظت کنیم؟ تیمهای امنیتی باید در مورد تمام خطرات مرتبط با هوش مصنوعی از جمله نگرانیهای اخلاقی هوشیار باشند. علی رغم این چالشها، هوش مصنوعی فرصت قابل توجهی را برای شرکتهایی که قصد تکامل و بهبود مدلهای کسب وکار خود را دارند، فراهم میکند.
در سال 2024، هیات مدیره شرکتها احتمالا نقش اصلی را در نظارت بر استقرار امن هوش مصنوعی در سراسر سازمان بر عهده خواهند داشت. این سناریو فرصت مناسبی برای تیمهای امنیتی فراهم میکند تا با اهداف کسب وکار هم راستا شوند، در خط مقدم انقلاب هوش مصنوعی قرار بگیرند و در کنار تیمهای مدیریتی، فعالانه در تصمیمات کلیدی کسب وکار شرکت کنند.
3. مقررات
امنیت به سرعت در حال تکامل است و همچنین مقررات حاکم بر آن. طی 12 ماه آینده، چندین مقررات یا معرفی، به روزرسانی یا بررسی خواهند شد. به عنوان مثال، GDPR ممکن است به تقویتهای سخت گیرانه در سال 2024 منجر شود؛ قانون انعطاف عملیاتی دیجیتال (DORA)در ژانویه 2025 برای نهادهای مالی در سراسر اتحادیه اروپا اعمال خواهد شد؛ قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا ممکن است در آن رای گیری شود.
با توجه به این پیشرفتها، سازمانها باید درک جامعی از مقررات در حوزههای قضایی محل فعالیت خود ایجاد کنند. این دانش برای ایجاد فرآیندها و چارچوبهای لازم به صورت فعالانه حیاتی است، زیرا زمانی که این مقررات اجرا شوند، سازگاری با آنها به صورت عطف به ماسبق چالش برانگیز خواهد بود. از اینرو، پیشی گرفتن از این مقررات در سال 2024 ضروری است، چرا که عدم رعایت آنها میتواند منجر به پیامدهای شدید حقوقی، مالی و اعتباری شود.
رهبران امنیت سایبری چگونه میتوانند به این چالشهای امنیتی رسیدگی کنند؟
در زیر چهار ابتکار مدیریت ریسک وجود دارد که رهبران امنیت سایبری میتوانند در برنامه ریزی امنیت سایبری 2024 خود ادغام کنند:
1.مسائل را به صورت تجاری در میان بگذارید
برای رهبران امنیت سایبری ضروری است که مسائل را به گونهای مطرح کنند که برای رهبران کسب وکار خوشایند باشد. مدیران عامل معمولا ترجیح میدهند از نکات فنی اجتناب کنند. نگرانی آنها این است که فناوری چگونه بر کسب وکار تاثیر خواهد گذاشت و آیا با اهداف کلی همسو می شود یا خیر. آیا انتظارات سهامداران را برآورده خواهد کرد؟ چه خطراتی از نظر عوامل مالی، عملیاتی و اقتصادی فراتر از جنبههای فنی وجود دارد؟
2. سطوح شفاف تحمل ریسک را ایجاد کنید
برای رهبران امنیتی که با تیمهای مدیریتی کار میکنند، تعیین میزان تحمل ریسک شرکت در مورد ضرر سایبری، مانند سایر انواع ریسک، بسیار مهم است. برای مثال، تحمل ریسک برای به کارگیری هوش مصنوعی مولد چقدر است؟ چه کسی مسئول اتخاذ این تصمیم است؟ چه مقرراتی مرتبط هستند، و این موضوع چگونه بر اطلاعاتی که ما فاش میکنیم تأثیر میگذارد؟
3. اجرای یک برنامه واکنش قوی و تمرین شده
تیمهای اجرایی و هیات مدیره به دنبال تضمین هستند. آنها نیاز به اطمینان دارند که سازمان برای بحرانهای غیرمنتظره آماده است، اطمینان حاصل میکنند که آگاهی موقعیتی جامع در سراسر سازمان وجود دارد و تایید میکنند که نظارت هوشیارانه بر فعالیتها در حال انجام است. آنها نیاز به اطمینان خاطر دارند که اقدامات اساسی حفاظت سایبری اجرا میشوند و یک برنامه تداوم و واکنش تجاری کاملا مستند و منظم آماده است تا در صورت بروز یک حادثه امنیتی فعال شود.
4. ایجاد آگاهی، پرورش پاسخگویی در نیروی کار و زنجیره تامین
ماهیت کار در سالهای اخیر به طور قابل توجهی تغییر کرده است و نیازمند به روزرسانی در سیاستها و رویههای امنیتی برای انعکاس این تغییرات است. سازمانها باید به صراحت مسئولیت پذیری برای جمعآوری و استفاده از دادهها را مشخص کنند، در تعاملات مشارکتی و شفاف با ذینفعان مشارکت کنند و اطمینان حاصل کنند که همه نقش خود را در حفاظت از کسبوکار درک میکنند. به همین ترتیب، گسترش اصول و رویههای امنیتی یکسان به اشخاص ثالث و شرکای زنجیره تامین که دادهها را از طرف سازمان مادر کنترل میکنند، بسیار مهم است.
به طور خلاصه، ما با سه حوزه کلیدی روبه رو هستیم که با پیچیدگی و چالش به رشد خود ادامه خواهند داد: دادهها، هوش مصنوعی و مقررات. انتظار فزایندهای برای تعامل نزدیک تر بین تیمهای امنیتی و عملیاتهای تجاری وجود دارد، همراه با نگرانیهای رو به رشد مدیران هیات مدیره در مورد مسئولیت شخصی آنها، اگر رهبران امنیتی روی این طرحهای مدیریت تهدید متمرکز شوند، میتوانند به طور قابل توجهی به کاهش ریسک کمک کنند و به ایجاد یک سازمان انعطاف پذیر در آینده کمک کنند.